چـ ـتـ ـر خـ ـیـ ـس شـ ـده ے مـ ـن

:) Music saves my soul just

عـ ـجـ ـب چـ ـیـ ـزیـ ـسـ ـت ایــ ـن آدم!

خـ ـدا عـ ـاشـ ـقـ ـش اسـ ـت امـ ـا...

دل مـ ـی بـ ـنـ ـدد بـ ـه چـ ـیـ ـزی کـ ـه

سـ ـاده مـ ـی آیـد،مـ ـی مـ ـاند،عـ ـادت مـ ـی دهـ ـد

و در انـ ـتـ ـها سـ ـاده مـ ـی رود.

+ نوشته شده در  ساعت 3 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

ایــ ـنجـ ـآ هـ ـوآ ابـ ـریـ ـسـ ـت...

آنـ ـجـ ـا را نـ ـمی دانـ ـم....

ایـ ـنجـ ـا شـ ـده پـ ـایـ ـیـ ـز ....

آنـ ـجـ ـا را نـ ـمی دانـ ـم...

ایـ ـنجـ ـا هـ ـمـ ـه رنـ ـگ اسـ ـت...

آنـ ـجـ ـآ را نـ ـمی دانـ ـم...

ایـ ـنـ ـجـ ـا دلـ ـی تـ ـنـ ـگ اسـ ـت....

 آنـ ـجـا را....

این نوشته از خودم نیس....

مهر داره میاد داره پاییز میشه.....

هیچ کس نمیتونه بفهمه حال من چقدر خرابه......هــــ ـــِی....:(

همه ی دوستام هم رفتن مدرسه های دیگه......وااااااای حتی نمیتونم کلاسو بدون اونا تصور کنم...

دلــــــــــــم گرفته...........خــــــــــــــــــــــــــــــــــدااااااا.....گریــَم گرفتـــــــــــه...

+ نوشته شده در  ساعت 12 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

وقـ ـتـی قـ ـرآر اسـ ـت آخـ ـرش همـ ـه ی کـ ـآرها خـ ـرآب شـ ـود دیگر چـ ـه

 فـ ـرقـ ـی مـ ـی کـ ـنـ ـد کـ ـی پـَ ـت باشـ ـد و کی مَـ ـت.....؟



پ.ن:مـ ـن رفـ ـتم تـ ـعـ ـطیـ ـلـآت،یـ ـه هـ ـفتـ ـه بـ ـعد مـ ـیآم...:)

+ نوشته شده در  ساعت 11 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

آهــ ــنگ مـــ ـورد عــ ـــلاقــه ی من

یادش بخیر روزی که قرار بود ع..... بیاد و بارون میومد و من تو پارک Big Big world

گوش میدادم....وقتی بهش میرسیدم همیشه گوش میدادم....

 خیلی این آهنگو دوس دارم همه ش خاطراتم رو زنده می کنه.....

اگه دوس داشته باشین می تونین  دانلودش کنین و به یاد من گوش کنین....

شایدم شنیده باشین....

تقدیم به همه تون...

                                    دانــــــ ــــــلـــــــــــــ ــــود

+ نوشته شده در  ساعت 11 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

آذربایجانم زیر خاک...:((((

     اس ام اس و متن تسلیت زلزله آذربایجان

امروز ایران به وسعت غیرت آذربایجان عزادار است

لرزه ای سنگین بر اندام زمین

غارت جان هزاران نازنین

ساغر افشانی کند خورشید تاک

بوی جان باز آورد از جنس خاک

آنچه کانون حیات است و دوام کائنات

گر سراپا نوش و نیش

من سر تسلیم می آرم به پیش

خون خواهیم داد تا هموطنی بی خون نماند

روز های میروند ثانیه ها میگذرنند کودکانی چشم در راهند و ما نشته ایم !

یکی مدالهای المپیکش را می شمرد …

یکی گناهانش را می شمرد و…

و در همین نزدیکی کودکی می شمرد که از خانواده اش چند نفر باقی مانده اند…


خدا کند هر چه زودتر تشریفات تسلیتهاشان تمام شود

 

واقعا که باعث تاسف بود وقتی که اینجا زلزله اومده بود و شبکه های تبریز و کلا ایران حتی صداشونم در

نمی آوردن....اونوقت این بی بی سی باید به ما آگاهی می داد.....واقعا که......:(

باعث شرمه....

منم تسلیت میگم به همه ی آذری ها...

عکس ها تو ادامه مطلب...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون 

مـ ـرا بـ ـه یـ ـاد خـ ـواهی آورد...

آنـ ـچـ ـنـ ـان کـ ـه بـ ـاران غـ ـبـ ـار سـ ـنگ قـ ـبـ ـر کـ ـهـ ـنه ای مـ ـی شـ ـویَـ ـد تـ ـا نـ ـام فـ ـرامـ ـوش

 گـ ـشـ ـته ای بـ ـدرخـ ـشـ ـد...

از پـ ـس سـ ـالـ ـها مـ ـرا بـ ـه یـ ـاد خـ ـواهـ ـی آورد.

+ نوشته شده در  ساعت 6 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

پایـ ـسـ ـتـ ـگے عـ ـشـ ـق

قانـ ـون دوم نـ ـیوتـ ـون:(پایـ ـسـ ـتـ ـگے عـ ـشـ ـق)

عـ ـشـ ـق در پـ ـسـ ـران هـ ـرگـ ـز از بـ ـیـ ـن نـ ـمی رود بـ ـلـ ـکه از

دخـ ـتـ ـری بـ ـه دخـ ـتر دیـ ـگر انـ ـتـ ـقال مـ ـی یـ ـابـ ـد:)))

+ نوشته شده در  ساعت 4 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

آنـ ـکه دسـ ـتش را مـ ـحـ ـکم گـ ـرفـ ـته ای دیـ ـروز عـ ـاشـ ـق مـ ـن بـ ـود...

دسـ ـتانت را خـ ـسـ ـته نـ ـکـ ـن...

مـ ـحـ ـکم یـ ـا آرام فـ ـردا تـ ـو هـ ـم تـ ـنـ ـهایـ ـی...

+ نوشته شده در  ساعت 2 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

وقـ ـتی کـ ـه دیـ ـگر نـ ـبود

مـ ـن بـ ـه بـ ـودنـ ـش نـ ـیازمـ ـند شـ ـدم

وقـ ـتی کـ ـه دیـ ـگر رفـ ـت

مـ ـن بـ ـه انتـ ـظـ ـار آمـ ـدنـ ـش نـ ـشـسـ ـتم

وقـ ـتی کـ ـه دیـ ـگر نـ ـمی تـ ـوانـ ـسـ ـت مـ ـرا دوسـ ـت بـ ـدارد

مـ ـن او را دوسـ ـت داشـ ـتم

وقـ ـتی کـ ـه او تـ ـمام کرد

 مـ ـن شـ ـروع کـ ـردم

وقـ ـتی کـ ـه او تـ ـمام شـ ـد

مـ ـن آغـ ـاز کـ ـردم

چـ ـه سـ ـخـت اسـ ـت تـ ـنـ ـها مـ ـتـولد شـ ـدن

مـ ـثـل تـ ـنـ ـها زنـ ـدگـ ـی کـ ـردن اسـ ـت

مـ ـثـل تـ ـنـ ـها مـ ـردن...

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

تـ ـســ ـت هــ ــوش و آی کـ ـیو:)

به خــاطر خودت بیا آی کیو تو بسنج .....

به سوالا جواب بده بعد تو ادامه مطلب جوابای درستو بخون ببین چند تاشو درست گفتی:))


1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز؛ چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟


5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟



6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد، اول کدامیک را روشن میکنید؟



7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟



8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

 

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

بـــــــــــــــــــــ ـاران

بهانه ای بود تا زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی...

کـــــــــــــــــ ـاش

نه کوچه انتهایی داشت

و نه باران بند می آمد...

+ نوشته شده در  ساعت 10 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

بـ ـه لــ ـب هـ ـاے سـ ـاده ات بـیـ ـامـ ـوز کـ ـه گـ ـول هـ ـر لـ ـبے را نـ ـخـ ـورد

مـ ـن مـے دانـ ـم کـ ـه روزے لـ ـب هـ ـاے کـ ـثـ ـیـ ـفـش را بـ ـاز مـے کـ ـنـ ـد و.....

تـ ـو را هـ ـرزه یـ ـاد مـے کـ ـنـ ـد...

+ نوشته شده در  ساعت 3 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

طنـــ ــز تصــ ــویـــ ــرے...=)))

+ نوشته شده در  ساعت 6 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

ســـ ـوتے هــ ـاے مــــ ـن و تــــ ـو :)

 امشب داشتم میومدم خونه یه پسره از کنارم رد شد برگشتم اونم برگشت, فیس تو فیس شدیم و داشتیم از هم دور میشدیم, پسره همین طور که داشت میرفت راهش کج شده بود بعد که برگشت با سر رفت تو درخت. همه بهش خندیدن. بیچاره سرشو انداخت پایین رفت.
خیلی دلم واسش سوخت چون همه بهش خندیدن.:O

 بابام درختای باغچه را سم پاشی کرده بود یکم دستاش بو سم گرفته بود مامان هی راه می رفت تو خونه و با نارارحتی می گفت وای که چقدر بابا بوسم می ده…منم گفتم بابا کمتر به مامان بوس بدین خیلی داره حرص می خوره هه=))

اول صبحی زنگ زده میگه سلام عسلم. توی خواب و بیداری فکر کردم به من گفته عسلم گفتم لطف داری حالا بخابم،میگه نه جونم نشناختی؟عسلم دیگه،گفتم منم چای شیرینم!!!:)

یه روز داشتم تلفنی با یکی دوستام دعوا می کردم خیلی از دستش عصبانی بودم وقتی حالم و پرسید به جایه اینکه به کنایه بگم مگه دکتری گفتم مگه دامپزشکی!:|

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

دوبارهـــ عِــــ ــــــیــــــــــــد داره میــــــ ـــاد.........

پاشـــ ــیــن هــمه تــــــــ ــونـــــ قـــالــبــاتــونــو عـــوضــــ کــنــیــ ــن

 هــ ــمــونــطــ ـور کــ ـه لــبــاســـ نـــ ـو گـــ ــرفــتــیــنـــ ...

چــ ــے بــگــم؟؟

از چــ ــےبــگــم؟؟

از کــ ــجا بــگــم؟؟؟

عـِـ ـیــده هـــ ـــمـــ ــتونـــــــ مـــ ـــبارکـــــ پـــ ــیــش پــ ـــیـــش....

بـــ ــهمــــ ســـ ــر بــ ــزنـــیــن منـــــ دارمـــــ مـــ ــیرمــــ عـــیدو مـــــــــســـافـــــرتــــــــــــ...

ســـ ــر ســ ــفره ے هـــ ــفتـــــ ســـیـــ ــنــتــون هـــمــــ دعــ ــامــــ کــنــیــن مـــنــــ

بــ ــالاخــ ــره بـــ ــه عـــشــ ــقــمــ بـــ ــرســـم...:)))

فدای همه گیتون:*

+ نوشته شده در  ساعت 11 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

کســے کِه دنـیـا رو فــقــط از زاویــ ــه دیــ ـد خــودشــ می بــیــنه=)))

 طنــز تصویر ے:ادامهـــ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

دوره هایـــ آموزشیــ مهارتهای زندگیــــ برایـــ زن و مرد :)))

 

توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ٨ نفر ثبت نام نمی‌شود...

دوره های آموزشی ویژه خانم ها

کلاس ١
چگونه ۲٫۵ متر ماشین رو تو ۸ متر جای پارک قرار دهیم؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید

کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس ٣
آیا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى

کلاس ۴
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)
برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى

کلاس ۵
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى

کلاس ۶
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان

کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن
برگزارى به صورت بحث آزاد

کلاس ٨
گفتن “عزیزم” به شوهر سلامتى شما را به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى

کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر ۳۰ دقیقه صحبت کرد؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس ١٠
آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟
برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنیادى بین شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن

کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى

کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى

پس از پایان دوره، به کسانى که امتحانات را با موفقیت بگذرانند دیپلم افتخار داده خواهد شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 5 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

اِی کَسـانـی *کـِه دَمْـپایی تُوالِـتْ را خیسْ میکُنـید....توجه توجه....

اِی کَسـانـی *کـِه دَمْـپایی تُوالِـتْ را خیسْ میکُنـید@* بِـدانیدْ و آگاه *بـاشـِید@* کـه

دَر رُوزِ مَعاد،آنـان کِـه بَعْد از شُمـا پا دَر آن دَمْپـایی کَرْدِه انـْد وَ جُورابِشان خیسْ شُـده

است، و بَنْـدْ بَنـْدِ تَنِشان مُورْ مُوْر گـَشْتِه أسْتْ و نَتوانِسْتِـةانْد کـارِشان* را با لـِذّتْ بـِه

إتْـمامْ بـِرِسانَـنْد، بـِه بـِهِشْت* می رَوَنْد@*وَ سُوگَـنْد بـه* پَرْوَردِگـارِ آسْـمانْها وَ زَمـینْ *

کـِه شُما با همانْ دَمْپاییها دَرْ جَـهَنَمْ مَحْشُورْ مـیشَویدْ *و آنْها را چُونْ تـازیانِةای خیسْ

بَر* جایْ جایْ وجُودِتانْ می آفـْکَنیم.

+ نوشته شده در  ساعت 3 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

آخرین کلمات باحال D:

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده ، دیگه گلوله نداره !

آخرین کلمات یک ملوان : من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم !

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو ؟!

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم ؟!


آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا ، باز تیغهء گیوتین گیر کرد !


آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم ، سمی نیست !


آخرین کلمات یک خبرنگار : بله ، سیل داره به طرفمون میاد !


آخرین کلمات یک خلبان :  ببینم چرخها باز شدند یا نه ؟  

                 
آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود !


آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی !


 آخرین کلمات یک دوچرخه سوار  :  نخیر تقدم با منه !


آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام  !!!

آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو ؟!


آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره !


آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم !


آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم !


آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام ، همه اش سه نفرند !


آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه ، قاتل شما هستید !


آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است !


آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری !


آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره  !


آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه !


آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار ! چراغ قرمزه !


آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی : من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم !

 

+ نوشته شده در  ساعت 3 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

تاریخچه‌ی تقلب بر میگردد به روزی که حسن کچل برای اولین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز

امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک زده مکتب بود . لذا حسن کچل چشمان چپش را بر روی برگه پسر بقل

دستش انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. و این چنین بود که اولین تقلب

تاریخ بشری رقم زده شد…

از جمله رایج ترین تقلبات میتوان تقلب سر امتحان،  تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی

نیز تعبیر میشود) را نام برد.

 

روش های نوشتاری:
-  نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و…

- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و…

- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و…

- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه‌ی آئورت و …

 

روش های با کلاسی:
- استفاده از ماشین حساب مهندسی ،استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

 

روش های جوادی:
- خر نمودن یک فقره بچه خرخون

- خم کردن سر به روی ورقه‌ی طرف به صورت تابلو.

- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با

خیال راحت دست به کار شوید.

توجه:
اگر در این امر تبحر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو

شدن ندارد D:

+ نوشته شده در  ساعت 2 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

 

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه
میگیم پا شو شلوارتو در بیار  

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

میدونم، شمام وقتی‌ باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز می‌کنید مثل گاو الکی‌ تو دسکتاپ میچرخین !!!

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

ل.ر.ه و ت.ر.که لب رودخونه کله پاچه میشستن، یهو آب کله رو میبره. ل.ره. برای کله علف تکون میده. ت.ر.که بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه، پاهاش دست منه !!!

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

پس از مرگش از او پرسیدند : جوانی خود را چگونه گذراندی ؟

ندایی از عرش برآمد که : بدبخت ایرانیه ، ولش کنین ، برین سراغ سوال بعدی . . . !!!

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

بیست سوالی غضنفر:
- جانداره؟
- نه!
الهی… چرا مُرده ؟؟

شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

مرد: وقتی دعوامون میشه چرا عصبانی نمی شی؟ زن : خودمو کنترل میکنم . مرد: چه جوری ؟ زن : کاسه توالت رو می شورم . مرد : چه ربطی با دعوای من و تو داره ؟ زن :آخه با مسواک تو ،می شورمش.

+ نوشته شده در  ساعت 12 PM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  | 

You learn:

 

After a while you learn the subtle difference

between holding a hand & chaining a soul

 

and you learn that love doesn't mean leaning

And company doesn't mean security

 

And you begin to learn that kisses aren't contracts

And presents aren't promises

 

and you begin to accept your defeats

with your head up and your eyes open

with the grace of a woman ,not the grief of a child

 

after a while you learn...

That even sunshine burns if you get too much.

So you plant your garden & decorate your own soul

Instead of waiting for someone to bring you flowers

 

and you learn that you really can endure

That you really strong...

And you really do have worth...

And you learv and learn...

with every good-bye you learn...

 راس داره میگه دارم یاد میگیرم...

اگه تونستی بخونیش...D:

+ نوشته شده در  ساعت 9 AM  توسط نـــــــ♥ ـــــگـــار جـــ ــووووون  |